خرید بک لینک

 دوباره شب است وستاره هانمایان می شوند،ستاره هایی که به سختی به دست  می آیندوبه آسانی ازدست می روند...!

لحظاتم خیلی سخت میگذرد،نگاهم به آسمان است وبرای برگشتن توفقط ستاره هارامی شمارم...

می دانی؟؟

صبح ها،پاهایم نای راه رفتن راندارد!حالااحساس میکنم طولانی ترین راه های زندگیم رادارم طی میکنم،بدون تو،درنتهایی

ای تک ستاره ی وجودم«برگرد»...!

 

برچسب: نویسنده: pareya تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 14:34

 می دانی عزیزم...؟؟؟

می دانی چه برسرم آورده ای؟ماه هاست منتظرت هستم!

منتظرتوکه هیچ وقت دوسم نداشتی ونداری!جلوی پنجره ایستاده ام!

پنجره ای که به روی هیچ خانه وکوچه ای بازنمی شود...

شایدسرنوشتی پرازخطوط مبهم وسرگردان درانتظارمن عاشق باشد.

می دانی عشقم؟!

خیلی نگران هستم نگران اینکه نکندکسی توراآزرده خاطرکند...

نگران سرنوشت خودم وخودت،نگران....

منتظرهستم...منتظرکسی که قراربودبیایدوبرای همیشه بمانداما....

اماحالاحتی دلش هم برایم تنگ نمی شود....

این حقیقت داردکه می گویندخیلی سخت است منتظرکسی باشی که هیچ وقت فکرآمدن ندارد....!

برچسب: نویسنده: pareya تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 14:11

 کچیک داواله خوشه ویسته که ی ده کات ئلقه ی هاوسه ری بوبینه ت...

کوره که ورچیکی بچوکی بودینه به دیاری...

کچه که زورتوره دبه ت و ورچه که فره ده داته ناوراستی شقامکه...!

کوره که ش ئه چیت ورچه که هلگریته وه،سیه یاره یه ک له ی ئه دات!!!

کوره که ئه مرت...

له پرسه که داکچه که توندباوش به ورچه که دائه کات وفرمیسک له چاوی نابریت...

سه یرئه کات ده نگیک له ئامیری ناو ورچه که وه دیت وده لیت !

شوم په ئه که ی؟؟ئه لقه که ش له ناوگیرفانم دایه!!!

برچسب: نویسنده: pareya تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1392 ساعت: 20:43

 اولش ذوق داری.بعدش با ای ام اس هاشروع میشه زنگ هاجاشوبه ساعت

های پرارزشمند میده سحرتاسحردرفکرشی از1دقیقه دیرجوا بتودادن به ستوه

میای دیدنش آرزوته میخوای هرجورشده خوشحالش کنی گرفتن دستش گرمترین

آغوش دنیاست...دوست داشتن هاجاشوبه عشق میده عشق جاش روبه عادت

ووابستگی میده اینجاست که دردشروع میشه فهمیده دل بستی هرکاری میکنه

تاآزارت بده بادیرجواب دادن بابدرفتاری باتوهین هایش بازیرسوال بردن

شخصیت وافکارت بادرخواست های بیجاکاری میکنه به صدادربیای بعدبگه

دیدی ماباهم سازش نداریم بزاره بره توبمونی وتنهایی هایت وعادتی که باهیچ

چیزی جبران نمیشه داری له میشی اماکمکم ضدضربت میکنه نه رفتن کسی

ناراحتت میکنه نه کسی شادت  اون وقت تنهایی روبه چشم وروح میبینی خسته

شدی اماترجیح میدی دیگه توی خلوت تنهایت هیچ ناکسی روراه ندی به پنجره

نگاه میکنی منتظراون نیستی منتظربارونی که زیرش تنهاییوبه رخ بکشی....

برچسب: نویسنده: pareya تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1392 ساعت: 15:34

 شب ها،روزها،هفته هاگذشت اماتوهمان خب دیروزی:زیبایم داشتم برنامه ها ومتن های که هفته هاست برایت مینویسم...

برچسب: نویسنده: pareya تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1392 ساعت: 19:03

صفحه بندی